تبليغاتX
سیبک ვაშლოვანი
სიბაქი

یه عکس هوایی از سیبک واستون دارم کار داداعباسمونه ذخیره

کنید تابا کیفیت اصلیش ببینید.ونظر هم بذارید.مرسی

 

vashlovani

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 19:3  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
سلام دوستان

یه هدیه کوچیک دارم واسه دوست داران اهنگای گرجی

لینک مستقیم واسه دانلوده این اهنگ

 

یکی از ژرطرفدار ترین اهنگ گرجی

http://ka.music.inet.ge/images/down-22x22.png

 

 

 

سلام مجدد خدمت بازدیدکنندگان و دوستان عزیزم

یه برنامه ای در نظر دارم واسه ارتقای سطح وبلاگم و اینکه کمی پر مخاطب تر بشه و اون هم نوشتن خاطرات ریش سفیدان روستاس...

یعنی سرگذشت روستا  و  خاطراتی که بین مردمش تو چند سال اخیر(حدودا۵۰-۶۰سال) پیش بین مردم افتاده را با کمک شما و دوستان گرداوری و به وبلاگمون اضافه کنیم...

اگه توانایی کمک دارید...لطفا خبر بدید خوشحال میشم...

در ضمن اسم گرد اورنده و گوینده خاطره هم ذکر میشود...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم فروردین 1390ساعت 19:31  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
سلام دوستان

من این مطالبو از یجای معتبر نوشتم...

اگه کسی اومد و از نوشته خوشش نیومد یا تکذیب کرد بخاطر حرفش باید یه مدرک یا نوشته معتبر داشته باشه در غیر این صورت من موظفم دس به اینا نزنم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 16:38  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
 

 

با اولین شب پاییز
هرشب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر آسمان می کشید
تا آدم ها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند
یلدا هرشب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت
و لابه لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد
... گیسوانش در باد می وزید وشب به بوی او آغشته می شد
یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت
آتش که میدانی،همان عشق است
یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد
آتش در یلدا بارور شد
فرشته ها به هم گفتند :
یلدا آبستن است
آبستن خورشید
و هرشب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد
و شبی که آخرین قطره را ببخشد
دیگر زنده نخواهد ماند
فرشته ها گفتند :
فردا که خورشید به دنیا بیاید ، یلدا خواهد مرد
یلدا همیشه همین کار را می کند
می میرد و به دنیا می آورد
یلدا آفرینش را تکرار می کند .
راستی ، فردا که خورشید را دیدی
به یاد بیاور که او دختر یلداست
و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت …

"عرفان نظرآهاری"

 

 

 

دلم هوای نوشتن داره....   هوای روزهایی رو که اینجا چاه ِ من بود و همدم دلتنگیام. نمی دونم چی شد و از کِی بود که دیگه نشد بنویسم. یا بهتر بگم نتونستم بنویسم. اوایل  برام فاجعه بود. سعی می کردم حتی شده با پست های کوتاه ، حتی شده بزور بنویسم. اما یواش یواش اون نوشته ها هم دیگه  به دلم نمی نشست.  خواستم خودمو توجیه کنم. گفتم : اجرا ها خیلی بد شدند، دیگه آدم دست و دلش به نوشتن ازشون نمی ره ...   یخورده که گذشت  گفتم : زیاد کتاب نخوندم ، چیزی برا نوشتن ندارم که!  بعدتر ها گفتم فیس بوک از اینجا دورم کرد...    اما خودم که می دونستم همه اینها بهونه بود.  تا دیروووووز....   چشمم به پست یکی از وبلاگهایی که خیلی دوستش دارم خورد ، یه جمله داشت که منو یاد اینجا ،یاد دلنوشته هام ، یاد شب هایی که با عشق می اومدم تا فقط بنویسم انداخت....  عاشق اینجا بودم ، تمام تنهاییام رو پر کرده بود. سنگ صبورم بود. با دل پر می اومدم و بعد از نوشتن  سبک بودم مثل پَر....  

"کسی حسِ خوبِ امن ِ پشت پنجره مرا از من دزدیده است..."

این جمله بوی بارون داشت برام...  یادم افتاد از روزیکه تمام این حس امن از بین رفت، ننوشتم.  نمی تونستم خودم رو سانسور کنم. اینجا رو برای این دوست داشتم که به هیچ چیز فکر نمی کردم و می نوشتم. نگران هیچکسی نبودم. با مُدارا نوشتن رو یاد نگرفته بودم... همین شد که دور شدم....  دور شدیم ازهم.


اما حالا ، درست این روزها که بیشتر از همیشـــــــــــــــــه وجب به وجب این آسمون خاکستری رو مرور می کنم بیشتر دلتنگشم. دلتنگ و بی قرار....     این روزها بیشتر بی قرار نوشتنم...   مثل اون روزها... همون شب ها.... ولی حس می کنم غریبه ای هستم که باز غم و غصه هاشو گذاشت روی کولشو  اومد اینجا... در و دیوار این کلبه  باهاش غریبگی می کنن. بارونش بوی همیشگی رو نداره.... صداش اون ضرب  رو نداره...    شایدم من خیلی شکسته شدم.... دور شدم...   دور شدم از روزگاری که پر و بال پرواز داشتم. خیلی دور.............................


و اما امــــــــــــروز
ناباورانه  با زانوهایی ناتوان از ایستادنی دوباره به باور شکسته چندین ساله و درد زخمی فکر می کنم که از پشت خوردم. تمام باورم درد می کنه.....   دیگه حتی خودم رو هم نمی شناسم

 

 

http://130.0.img98.net/index.php?&showlinks=1&viewmode=1&upload_session=158483ae992b

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آذر 1389ساعت 21:6  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
سیبک

این هم عکسی زیبا از از خونه کلاغ ها در محله دید گوب میباشد!!!!!سیبک

 

سیبک

کلمه سیبک یک لغت فارسی است که به دو معنی ختم میشود،که اولین ان به صورت سیب+ک=سیبک و یا به معنی سیب کوچک می باشد اما معنی دوم به صورت سی بک

(بر گرفته از سی خان می باشد) اما به روایاتی میگویند بر گرفته شده از روستایی در گرجستان بوده است.

موقعیت عمومی و اجتماعی و...

سیبک یکی از مهمترین و پیشرفته ترین روستای گرجی نشین فریدونشهر می باشد که در حال حاضر تنها روستایی است که بعد فریدونشهر بیشترین قوم گرجی را در خود جای داده است.

روستای سیبک یکی از غربی ترین روستاهای منطقه میباشد که در نزدیکی چشمه  معروفی  بنام چشمه لنگان  قرلر گرفته است،فاصله روستای سیبک تا مرکز شهر فریدونشهر تقریبا10الی 11 کیلومتر می باشد. بعد از روستای سیبک روستای نهضت اباد که در 5کیلومتری سیبک واقع است ،قرار دارد.

موقعیت ارتباطی سیبک به طوری است که در میان راه چند روستا به فریدونشهر قرار دارد  ؛

روستای سیبک نسبت به جمعیت و...خودش  افراد کارشناس و علمی زیادی به جامعه تحویل داده است و از هر لحاظ نسبت به روستاهای منطقه پیشرفته تر می باشد.

سیبک از نظر جغرافیایی در بین دو کوه تاتاره و شاهان کوه قرار گرفته و در قسمت پایینی روستا  رودخانه ای بزرگ وجود دارد که با اتصال ابش با رودخانه بزرگ چشمه لنگان  اب سد را تا حدودی تامین میکند.

جمعیت گرجی زبانان این منطقه به علت کمبود درامد و شغل و ...  سال به سال کمتر میشود وبه شهر های پیشرفته  مهاجرت می کنند.

به علت  مهاجرت لرهای مناطق پشتکوه به این روستا جمعیت کسر جمعیت خاصی نداشته است، اما اگر روند کار به همین صورت پیش برود این اتفاق خواهد افتاد.

گرجی زبانان سیبک در هر حال حفظ زبان و اصلیت می کنند و باز هم به کودکان ونوزادان خود زبان گرجی اموزش می دهند درست برعکس روستا های دیگر.....

به امید روزی که پیشرفت و افتخارات سیبک  بر زبان همه  منطقه ، حرف اول  باشد...

 Hossein mirzayi  ozve kochak sibak khah

 

 

 

مه شن میقوار خار سیبک٪٪

 

            

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 18:3  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 

 

  اول از همه  نظر یادتون نره......لطفا.....لطفا

                                                      

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان امیدواریم لحظه های خوبی در این وبلاگ داشته باشید 

 

 ეძროზ ბაზ ჰაძ ბა თო აზ ეშყ გოფთაძ დარ ქაძალ ოძიდკარი დიდან როი ძაჰეთ ხობ ძიდანაძ ქე კაჟეჰ ეშყ ბარაი თო ძოყადასთარინ კაჟეჰასთ

 

 

 

نمي دانم كه دانست او دليل گريه هايم را ؟ نمي دانم كه حس كرد او حضورش در سكوتم را ؟ و مي دانم كه مي دانست زعاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده كه من اينگونه دل بستم .

ნეძიდანაძ ქე დანესთ აკ დალილ გერიეჰაიაძ რა ნეძიდანაძ ქე ჰეს ქარდ აკ ჰოზორაშ დარ სოქოთაძ რა კ ძიდანაძ ქე ძი დანესთ ზ აშეყ ბოდანაშ ძასთაძ კოჯოდ სადეაშ ბოდეჰ ქე ძა ნ ინგონე დელ ბასთაძ

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 19:7  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
سایز اصلی عکس را با ذخیره کردن در سیستم خود ببینید.
و این وشلونی است که در گرجستان واقع است

این هم سیبک بهترین مهمترین و موفقترین روستای گرجی نشین...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:39  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
امروز براتون یه سایت واسه دانلود آهنگ گرجی دارم.

کار باش راحته اگه گرجی بلد باشین بهتره

http://www.allmp3.ge/

ნახვამდის

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:20  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
۰برای مشاهده جدیدترین اس ام اس به ادامه مطلب این قسمت مراجعه کنید......

 

نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:47  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 

ویندوز ۷


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:8  توسط ჰოსეინ მირზაიი | 
سلام به همه دوستانی که به ما سرمی زنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!۱

باز هم به ما سربزنید.

 

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم                   وقت پردنش سوز ونوایی نکنیمپر ش

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست                     گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد سر سجاده عشق                          جز برای دل محبوب دعایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند                       طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم    

 

تقدیم به دوستداران اقا حسین.م

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:39  توسط ჰოსეინ მირზაიი |